گفتی چه خبر؟ من خبر از خویش ندارم - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:37
گفتی چه خبر؟ من خبر از خویش ندارمبردی دلم و ، مانده مگر صبر و قرارم؟گفتی نگهم ، زان تو باشد همه احوالآندم نگهت رفت و ، برفت دار و ندارمگفتی دل خود ، بر من دلدار سپاریافسوس ندانی دل و دینم بسپارمهر شعله اشکی که برِ دیده بریزمخون دل دلخسته ی بیچاره نزارماین ابر بهارست ،که باران زده آیا؟یا چشمه اشکی
در سحرگاه دعا ، در مناجات خدا - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:37
در سحرگاه دعا ، در مناجات خداشده ام معتکف،ِ درگه پاک دعادل شده از همه جا، گشته بی عذر و پناهدرگه پاک تو را ، جسته پر جود وسخاروسیاه از عملم ، بنده ای پر دغلمآمدم تا که شوم ، توبه کار از همه جاروح سرکش شده ام ، رفته راهی نه نکومی شود دست مرا ، بسپرم دست شماشوق وصلت چه کنم، عشق سرمد چه کنمبنده آورده
کشتی میل مرا بار دگر ساحل نیست - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:37
کشتی میل مرا بار دگر ساحل نیستگر عمل نیست مرا عقل و دلم کاهل نیستزخم مژگان تو در عمق دلم بنشسته استمن چه سازم که در این پهنه غم ساحل نیستجرعه ای از غم دل عالم جان را سوزاندعافیت فکر قشنگی است ولی قابل نیستهر چه گویم که مرا بر سر کویت بنشانگوییا از سخنم میل تو را حاصل نیستعشق میورزم و از خانه گلی می
روی زیبای تو در حوض دلم گشته پدید - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 16:37
روی زیبای تو در حوض دلم گشته پدیدمژده وصل ز اعماق جهان چون برسیدورد هر خوش سخنی نام قشنگ تو شدهدل من هم به تبسم به مرادش برسیدیار نیکو رخ ما جلوه نموده در باغبلبلی بر سر شوق آمده چه چه بکشیداین همه حسن جمالی که تو داری دلبرکیست کز صحبت زیبای تو پا پس بکشید.۱۳۹۶.۰۳.۲۰. ۱۰:۴۷. "یسار" نوشته شده توسط عل...