کرشمه نازک گلبرگ های آفتاب گردان
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 18:18
کرشمه نازک گلبرگ های آفتاب گردان کرشمه نازک گلبرگ های آفتاب گردان به سان رشته های نور خورشید بر گونه هر رهگذری نوازش بوسه می کاردآن هنگام که طنازان شعر را بهانه کرده اند برای تاختن ناجوانمردانه بر ستون خیمه ای که برپا دارنده خیمه گاهی عظیم و امید بخش است در کوران حوادث دوران ، در عرصه هجوم ضد ارزشها...
جام می و خون دل و هجر یار
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 18:18
جام می و خون دل و هجر یار برده ز من صبر و سکون و قرار بر لب من آه شرر می رود رنگ زخم زرد و خمود است و زار مرحم زخم دل بیچاره ام هست رخ ماه و دل بی قرار.ای که مرا کرده اسیر غمت باز بیا چاره کن این انتظاررونق عشق من و ذکر لبمروی دل آویز تو باشد نگاردیدن رویت به شب تار، ماهباز بود رحمت پروردگارعقل کج ا...
چشم، در چشم زمستان شده ای راحت جانم
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 18:18
چشم، در چشم زمستان شده ای راحت جانم آسوده ز غمهای جهانی ندانم آن روز که افتاده به پایت سر بی دارمن طاقت زلفان پریشان نتوانم جانسوزی و از جان شده ام مفلس و درویشدر پای قدمهای تو چون رطل گرانم بیهوده بود راز من و راز تو پنهان رسوا تر از آنی است که پنهان نتوانم خیل دل مشتاق فتاده است به پایت در میکده...
قهوه تلخ لبت بس که مرا شیرین است
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 18:18
قهوه تلخ لبت بس که مرا شیرین است دیدن روی مه ات خاطره ای دیرین است صبر را چاره نمودم که کنم دل آرام یاد و نامت همه جا بر دل من تسکین است طره موی تو را باد صبا بر من داد لاجرم پای مرا بند همین مشکین است بی محابا به دل خسته من تاخته ای زان سبب بر دل من زخم دگر آیین است شوق دیدار تو و هجر دمادم یا رب ا...
ما به دفتر جز رخ پاک حسینxa0
-
تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 21:28
ما به دفتر جز رخ پاک حسین نقش کی بندیم در دو عالمین نقش عشق و نقش یار و نقش خونانا لله و الیه راجعون ما به خون پیمان یاران بسته ایم سر به دار سربداران بسته ایم با ولایت همره و همراه راه تا کنیم تومار دشمن را تباه با رفیقان عهد و پیمان بسته ایم از برای حفظ قرآن بسته ایم جان و مال و هر چه را داریم ما ...
ای ابر ببار امشب، بر برگ گل طاها
-
تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 21:28
ای ابر ببار امشب، بر برگ گل طاهابی تاب شده از غم، بر اهل حرم سقااز سوز عطش طفلان، در ناله و در شیونگویا شده در خیمه، از ناله فغان بر پاخشکیده همه لبها، جوشیده همه جانهابر هجر رخ اکبر، بر غربت ثار اللهمی سوزم از این ماتم، گریان شده ام هر دم بسته است چو ره، دشمن، بر رهبر آل اللهاکبر چو رود میدان، گویی...
آن شبی که شاه دین بیدار بودxa0
-
تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 21:28
آن شبی که شاه دین بیدار بود در نیاز و گفتگو با یار بود آمد آندم خیمه گاه خواهرشتا بگیرد هم چو جانی در برش گفت خواهر با تو دارم یک سخن ای رفیق جمله محنت های منای تو یار من به میدان بلاآمدی از بهر یاری و ولاجان به جانان می دهم من این زماندل ز غمهای دو عالم وا رهان شو مهیا بهر همراهی من چون شود طفلان ا...
من شده ام مست و غزلخوان توxa0
-
تاریخ: 1403/1/27 ساعت: 14:11
من شده ام مست و غزلخوان تو عاشق آن چهره خندان تو بوی ختن می وزد از هر طرف بس که معطر گل ریحان تو می سپرم این دل آشفته را بر تو و آن دفتر دیوان تو دل شده ام از همه زندگی عاشق یک گوشه زندان تو تا به حریم حرمت پا نهممی شنوم صوت شبستان تو قبله ما گشته رخ انورتبر گل رخسار گلستان تو گر طلبی بار دگر دیده ا...
حال و روز مملکت از بس مریض است و خراب
-
تاریخ: 1403/1/27 ساعت: 14:11
حال و روز مملکت از بس مریض است و خرابمی کند دلهای مردم را دچار اضطراببس که قیمتها همه روزه به بالا می رودناله دلها شده مانند چنگ اندر رباب"روزگار نا مناسب مردم ناسازگار "می کند حال مرا هر دم اسیر پیچ و تابمی کشد تا منزل لیلی دل بیچاره را از حریم کارگر، آزادیم تا انقلاب شهد شیرین لبت چون جام زهر آید ...
صبحت بخیر ای مهربان، ای رهنمای انس و جان
-
تاریخ: 1403/1/27 ساعت: 14:11
صبحت بخیر ای مهربان، ای رهنمای انس و جاندارم تمنای رخت، هم در زمین هم در زمانروی تو خورشیدی دگر، هم تار و هم پودی دگربر عرش عالم پا نهی، در فرش گلزار شهانصبحی دگر چون روی تو، باشد تن خوشبوی توعالم اسیر موی تو، ای تار مویت پرنیانما را بر این حاجت سرا، افتاده حاجت ای شهاداریم امید و آرزو ، از دولت افل...
مادری دارم من مهربان و زیبا
-
تاریخ: 1402/10/17 ساعت: 17:45
مادری دارم من مهربان و زیباهست این مادر من بی نظیر و همتامی نشینم من تا در کنار مادرمی شود این دل من پر ز مهر مادرچون وجود او را از خدا می دانماز خدا کی مهرش من جدا می دانم؟چشمه جوشانِ، مهربانی مادرهر کلام نابش چون هزاران گوهرهر نگاهش باشد نوری از فیض خداآن دو چشم زیباش، همچو خورشید سمانور باران باد...
باز هم بال و پر فرشته ها راxa0
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 16:12
باز هم بال و پر فرشته ها را بر آسمان شهر گستره اند. تا مشایعت گر پیکرهایی باشند که بال و پر گرفتند برای عروج بر اوج افتخار انسانیت و بالاتر از فرشته پریدنهاباز هم عطر آگین گشت شهرمان با عطر عاشقیعطر شهادت عطر ایثارعطر جانبازیمهمانی لاله ها در گوشه گوشه دیارمان مبارک#وداع_با_لالهها#فرزندان_فاطمه۱۴۰۲....
کی رفته ای ز دل دل ما گشته بی حضور
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 16:12
کی رفته ای ز دل دل ما گشته بی حضورور نه تمام لحظه بود لحظه ظهورای آفتاب حسن منور تمام روزشبها بود مه رویت چه نور نورمسکین تمام خلق که نورت نبیندشآزرده خاطری که ندارد غم ظهورما خاکیان چو بر رخ افلاک بنگریمبینیم رخ ستاره و خورشید و ماهِ نورای نزدیک تر ز ما به ما ماه تجلی مشرقینافتاده نور ماه تو بر عرص...
"شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد"
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 16:12
"شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد"بجز از غمت چه گویم که سخن مُجاز باشدبه کرشمه روی بنمای که دل منش به خون است ز جدایی و تحمل چه کنم دراز باشد.نه مرا دگر تحمل نه تو را سر عنایت چه کنم که داغ دل را ره گریه باز باشدهمه روز من شب است و ز دو دیده اشک جاری من و شب به هم قرین و همه مویه راز باشد چه شود اگر ...
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 13:42
سلام بر قطره اشکی که از شوق دیدار و بیم فراق از چشم نرگس عاشق بر گلبرگ گل سرخ در صبحدم می چکد. ۱۴۰۲.۰۸.۲۱. ۱۰:۳۹. "یسار"
در غم آتش دل سوختم و دود نکرد
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 13:42
در غم آتش دل سوختم و دود نکردگنج رخسار تو را دیده ام و سود نکرد آنچه کرده است غم هجر رخ یار مرا آتش داغ دل و لشکر نمرود نکرد گفتمش مرهم دل آه دل مسکین استشرح این غصه مرا نیز دل آسود نکردسائلی بودم و در خیل گدایان درویشزر و سیم تو مرا سکه داود نکردعشق شاید که کند چاره درد و غم دل هیچ اکسیر شفا رنج غم...
سلام ای یار جانی، شکوه مهربانی
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 13:42
سلام ای یار جانی، شکوه مهربانیخدا داند عزیزم، به قلبم جاودانیبه هر صبح و به هر شام بخواهم روی ماهتهمی دانم که هر دم، تو را خواهم چو دانیتویی شور و نشاطم، تویی نقل و نباطمتویی در زندگی ها، چو اکسیر جوانیبه سان لاله و گل، به سان بوی سنبلترنم کن ترانه، به شاخ زندگانی1402.08.24 08:40 "یسار" Adblock test...
دل من بند گیسوی حسین است
-
تاریخ: 1402/7/7 ساعت: 13:34
دل من بند گیسوی حسین استاسیر خال ابروی حسین استضمانت نامه اش دست رضا جان دلم شیدای دلجوی حسین استدهد اذن زیارت شمس طوسم هوادار سر کوی حسین استزیارت نامه اش بس دلنشین استبرات کربلا جوی حسین استغم دنیا به دنیا وا گذاریم غم من غمزه روی حسین استجوادش را کنیم باب شفاعت علی اکبرِ کوی حسین استخراسان خاک پا...
ای مظهر تجلی نور خدا علی
-
تاریخ: 1402/7/7 ساعت: 13:34
ای مظهر تجلی نور خدا علیای ملتجای خلق به وقت بلا علیهم ساقی کوثر شده ای خود به روز حشر هم بر همه ی اهل وفا مقتدا علیاز ضربت تو روز احد دین گرفت قوام هم فاتح بدری و حنین مرتضی علیاز رحمت بی منتهای خدا بر تمام خلق باشد ولای خاص تو بر انبیا علیمیزان عمل نزد خدا روی ماه تو ای صف شکن و حیدرِ در هر غزا عل...
پاییز درد مزمن ای است که از بهار مانده است
-
تاریخ: 1402/7/7 ساعت: 13:34
پاییز درد مزمن ای است که از بهار مانده استو تابستان با همه گرمی اش التیامش نبخشیده است و اکنون سر باز کرده است تا بشکند سکوت راو فریاد زند غمهای دلِ تنگ را شاید بشنوند در انتهای رویش و آغاز ریزشو افول سرسبزی و آغاز زردی و سرخی برگ ریزانهر صدای خش خشی فریادی است از عمق جاناز درد پنهانی که در دلها مان...